سلام دوستان.امید وارم دقایق خوبی رادر این سایت سپری کنیدنظرهم یادتون نره

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 10 فروردین ماه سال 1387
عصیان (۲)
نوشته شده توسط راحیل در ساعت 7:08 PM
موضوع: طرفدارای شعر فروغ

...رو به سوی آسمان های دگر پر زد
نطفه اندیشه در مغزم به خود جنبید
میهمانی بی خبر انگشت بر در زد
می دویدم در بیا بان های وهم انگیز
می نشستم در کنار چشمه ها شر مست
از تن این بوته هر دم شاخه ای می رست
راه من تا دور دست دشت ها می رفت
من شناور در شط اندیشه های خویش
می خزیدم در دل امواج سر گردان
می گسستم بند ظلمت را ز پای خویش
عاقبت روزی ز خود آرام پرسید
چیستم من از کجا آغاز می یابم
گر سرا پا نور گرم زندگی هستم
از کدامین آسمان راز می تابم
از چه می اندیشم اینسان روز و شب خاموش
دانه اندیشه را در من که افشانده
چنگ در دست منو چنگی مغرور
یا به دامانم کسی این چنگ بنشانده است
گر نبودم یا به دنیای دگر بودم
باز آیا قدرت اندیشه می بود
باز آیا می توانستم که ره یابم
در معما های این دنیای راز آلود
ترس ترسان در پی آن پاسخ مرموز
سر نهادم در رهی تاریک و پیچا پیچ
سایه افکندی بر آن پایان و دانستم
پای تا سر هیچ هستم،هیچ هستم،هیچ
سایه افکندی بر آن پایان و در دستت
ریسمانی بود و آن سویش به گردنها
می کشیدی خلق را در کوره راه عمر
چشمهاشان خیره در تصویر آن دنیا
می کشیدی خلق را در آن راه و می خواندی
آتش دوزخ نصیب کفر گویان باد
خویش را آیینه ای دیدم تهی از خویش
هر زمان نقشی در آن افتد به دست تو
گاه نقش قدرتت گه نقش بیدادت
گاه نقش دیدگان خود پرست تو
گوسپندی در میان گله سر گردان
آنکه چو پانست ره بر گرگ بگشوده
آنکه چوپانست خود سر مست از این بازی...

 

 

 


 

جمعه 9 فروردین ماه سال 1387
روزگار
نوشته شده توسط راحیل در ساعت 10:38 PM
موضوع: خدا-من-تو
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ،من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید. 
جمعه 9 فروردین ماه سال 1387
می خوام بگم...
نوشته شده توسط راحیل در ساعت 7:19 PM
موضوع: خدا-من-تو

دوستت دارم...

 دوستت دارم را من دلاآویز ترین شعر جهان یافته ام این گل سرخ من است دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه دوستت دارم را من دلاآویز ترین شعر جهان یافته ام این گل سرخ من است دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق که بری خانه دشمن که فشانی بر دوست در دل مردم عالم به خود نور خواهد پاشید روح خواهد بخشید تو هم ای خوب من این نکته به تکرار بگوی این دلاویز ترین شعر جهان را نه به یک بار و به ده بار که صد بار بگوی دوستم داری را ازمن بسیار بپرس دوستت دارم را به من بسیار بگوی

 

 

صدایم کن...

ببین من چگونه بی صبرانه منتظر شنیدن انعکاس نامم از زبان تو هستم؟ نگاهم کن ... نگاهم کن و ببین که من چگونه مشتاقانه در سیاهی بی پایان چشمهایت در جستجوی نشانی از خود می گردم... دستانت را در دستان پر تمنای من بگذار و ببین که چگونه حرارت عشق سرمای دستانت را خواهد بلعید... و قلبت را به من بسپار تا در آن با تمام مداد رنگی هایم تصویری از عشق برایت نقاشی کنم...

 

<<    3      4      5      6      7      8      9      10      11      12    >>